کلمات انگلیسی کاربردی درباره پول

پول، تنها چیزی که همه جای دنیا سرش دعواست! حالا قراره کلمات انگلیسی کاربردی درباره پول رو یاد بگیریم تا سرمون کلاه نره!

1- Cash

هر گونه پول نقد، یعنی اسکناس یا سکه. مثال:

Will you pay with cash or credit card?

نقد پرداخت می کنید یا با کارت اعتباری؟

2- Income

یعنی درآمد ماهیانه یا سالیانه فرد. حالا فرقی نداره این منبع درآمد از حقوق باشه یا اجاره یا بورس. مثال:

I need more income for living.

من برای زندگی به درآمد بیشتری نیاز دارم.

3- Thrifty

آدم صرفه جو و مقتصد. یعنی کسی که با احتیاط پول خرج میکنه. البته بسته به شرایط، می تونه معنی مثبت یا منفی داشته باشه.

We need to be thrifty during the pandemic.

ما باید تو دوره همه گیری مقتصد باشیم.

4- Haggle

چانه زدن برای تخفیف گرفتن. که خودش نوعی مذاکره کردن هست و مهارت زیادی می خواد. شما بلدید؟ من که نه!

She always haggles to save a coin.

او همیشه چونه میزنه تا یک سکه پس ازنداز کنه.

5- Discount

تخفیف. در واقع کسی که چونه میزنه، دنبال تخفیفه. تخفیف های عمومی معروفی مثل جمعه سیاه و جشن شکرگزاری هم تو آمریکا رایج هستند.

They gave me 30 dollars discount.

آنها به من 30 دلار تخفیف دادند.

6- Budget

همون بودجه هست، البته تلفظ انگلیسی اون فرق داره. بودجه یعنی مقدار پول موجود برای خرج کردن.

Our budget is limited.

بودجه ما محدوده.

7- Deal

به معنی قرارداد و معامله (حالت اسم) و قرارداد بستن و معامله کردن (حالت فعل) هست. خیلی وقتها هم بعد از اینکه دو طرف به تفاهم میرسن، می گن deal.

We had a deal with china to produce our computers.

ما با چین قرارداد داشتیم که کامپیوترهامون رو بسازن.

8- Credit

این کلمه به معنی اعتبار هست، که حاصل از خوش قولی، خوش حساب بودن و پاسخ دادن به اعتماد دیگرانه.

کارت اعتباری (credit card) هم از همینجا اومده و وقتی درباره خرید اعتباری صحبت می‌کنیم، منظور یه جورایی همون نسیه گرفتنه.

I never buy on credit.

من هیچوقت خرید اعتباری انجام نمی دم.

9- Debt

این کلمه به معنی بدهی و وام هست. این کلمه کاربرد رسمی داره و وقتی می گین I’m in debt یعنی من بدهکارم.

10- Business  negotiation

مذاکره تجاری. این عبارت به معنی بحث و گفتگوی رسمی برای رسیدن به یک توافق هست. معمولاً یک طرف موافق نیست و با مذاکره سعی داریم توافق او رو به دست بیاریم.

This business negotiation is so important for our future.

این مذاکره تجاری برای آینده ما بسیار مهم است.

11- Profit/loss

کلمه profit به معنی سود است، و کلمه loss به معنی ضرر است.

It takes time to see a profit; it takes a loss for first years.

سود کردن زمان میبره، سالهای اول ضرر میده.

12- Market

این کلمه به معنی بازار هست، یعنی جایی که خرید و فروش در اون انجام میشه و میتونه بازار فیزیکی باشه یا بازار سرمایه.

کلمه marketing هم یعنی بازاریابی، یعنی تبلیغات کردن و انجام کارهایی که باعث افزایش فروش بشه.

13- Recession

رکود. یعنی دورانی که بیشتر مردم شغل و درآمدشون رو از دست می دن و بازار خوب نیست و به طور کلی فعالیت های اقتصادی کاهش پیدا می کنه.

I cannot find a job because of economic recession.

من به خاطر رکود اقتصادی نمی تونم کار پیدا کنم.

14- Currency

واحد پول. مثل ریال، دلار، یورو و … .

15- Salary

حقوق

یادتون نره اینستاگرام پارس دانا رو دنبال کنید.

کلمات انگلیسی کاربردی درباره پول

Telegram
WhatsApp
LinkedIn
Email
Print

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *